برداشت مطالب از این وبلاگ با ذکر ماخذ بلامانع است!.

۲۰۰۹/۳/۵

کروبی در کجای اصلاحات؟!

خاتمی یا کروبی ؟ این سوالی است که هواداران طیف اصلاحات در ایران این روزها با آن مواجه هستند، در حالیکه جناح محافظه کار از تکثــّر کاندیدا برخوردار نیست و آهسته تحرّکات رقیب را دنبال می کند تا در برابر قطعی شدن هر یک از کاندیدای اصلاح طلب، کاندیدی هموزن به مصاف اصلاح طلبان بفرستد.
اما جدای از مناقشات میان اصلاح طلبان باید دید که آیا اصلاحات در ایران امری قرین به واقعیت است یا تنها شعاریست که برای جلب نظر طبقه شهری و طیف روشنفکر بر زبان کاندیداهای منصوب به اصلاحات جاریست؟
نخستین بارسعید حجاریان پس از شکست اصلاح طلبان در دوره نهم ریاست جمهوری طی سخنرانی در بین دانشجویان با مشابهت گیری جمله معروف « انقلاب مرد، زنده باد انقلاب » از لئون تروتسکی، اصلاحات را امری مرده دانست و خود جمله «اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات » سر داد.
با گذشت قریب به چهار سال از دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد و اقدامات وی که منجر به بسته شدن فضای اجتماعی و سیاسی ایران شده است اقبال روز افزون مردم به جریان اصلاحات در این روزهای مانده به انتخابات می تواند نشان از امیدواری مردم به پیشبرد اهداف اصلاحات از سوی احزاب اصلاح طلب باشد.
اما سخنرانی اخیر عباس عبدی روزنامه نگار و فعــّال سیاسی از حامیان مهدی کروبی در جمع دانشجویان دانشگاه صنعت نفت اهواز تائید دیگری بر پایان پیشبرد اهداف اصلی جریان اصلاحات از سوی کاندیدای مورد حمایت وی بود؛ بخشی از این سخنرانی که در سالن آمفی تئاتر دانشگاه صنعت نفت اهواز مورخ شنبه 26/ بهمن/87 ایراد شده بود چنین است
عبّاس عبدی :
« در انتخابات می بایستی دقت کرد که هر یک از کاندیداها چه می گویند و اینکه آیا قادر هستند اون حرفهایی که می زنند رو عملی کنند یا خیر ...
...
هیچ یک از کاندیداهای اصلاح طلب که شعارهای اصلی اصلاحات را می دهند چنانچه در انتخابات آتی به قدرت برسند، نمی توانند از موضع اصلاح طلبی کاری انجام بدهند و ...
آقای کروبی هم فقط در حوزه عمومی و مسائل معیشتی برنامه هایی برای دوران ریاست جمهوری خواهند داشت»


هر چند به گفته این فعــّال سیاسی از بین گزینه های موجود آقای کروبی گزینه بهینه می باشد اما در صورت قرین به واقعیت بودن این بخش از سخنان عباس عبدی، آب پاکی بر تمامی آمال و انتظاراتی که طبقه شهری و قشر تحصیلکرده از اصلاح طلبان بویژه مهدی کروبی دارند ریخته می شود چرا که وعده های انتخاباتی آقای کروبی مشابه همان وعده ها و شعارهایی است که محمود احمدی نژاد چهار سال پیش برای جلب آراء اقشار فرو دست سر داده بود در عین آنکه مهدی کروبی هیچ برنامه راهبردی و مدونی برای پیشبرد مطالبات مدنی و تحولات اصلاحی ندارد؛ مالاً می توان مهدی کروبی را با همان مختصات پوپولیستی محمود احمدی نژاد اما با پلاکارد اصلاح طلبی برانداز نمود.

طبیعتاً با در نظرگرفتن مواضع انتخاباتی مهدی کروبی، انتظار و اراده ای برای تغییر و تحولات همسو با اصلاحات در صورت به قدرت رسیدن ایشون نباید داشت و شعار اصلاحات و بهبود امور معیشتی وجه المعامله ای برای کسب آراء طبقه شهری از یکسو و اقشار فرو دست از سوی دیگر می باشد.

در عین مشابهتهای ذکر شده در شعارهای پوپولیستی مهدی کروبی با محمود احمدی نژاد یک تفاوت عمده میان ایشون و آقای خاتمی وجود دارد و آن این است که اگر چه محمـّد خاتمی شعار اصلاحات را سر داد اما قادر و ضامن تحقـــّـق آنها در طی هشت سال دوره زمامداریش نبود امــّا کروبی سطح شعارهای خود را بسیار نازل تر از اهداف اصلاحات قرار داده و حتی حاضر به وعده دادنهای صوری هم نیست و این به ظاهر صداقتی است که آقای عبــّاس عبدی از آن به عنوان تناسب بین شعارها و توانایی برآورد شعار ها از آن یاد می کند و آنرا مایه انتقاد به محمـّد خاتمی می داند که بر خلاف شعارهای داده شده قادر و حاضر به پافشاری برای تحقــّـق آنها نبود، در حالیکه آقای کروبی چون سطح وعده های خود را پایین آورده است و قادر به برآوردن آنهاست پس گزینه بهینه در بین کاندیداهاست!!!!!.

این تعبیر و برداشت و رجحانی که آقای عبدی بر اساس آن جانبداری از آقای کروبی را در پیش گرفته است به نوعی گمراه کردن هواداران اصلاحات به نفع آقای کروبی است چرا که بخش عمده ای از هواداران اصلاحات هنرمندان و روشنفکرانی هستند که آقای کروبی در مانیفست کاندیداتوریش آنها را از قلم انداخته است و درست بر خلاف آقای خاتمی که برغم ناتوانی بر برآوردن اهداف اصلی اصلاحات و بخاطر شهره بودن ایشون به عنوان یک شخصیت فرهنگی و اخلاقی مورد حمایت طیف نخبگان و روشنفکران و هنرمندان می باشد.
این انتقاداتی است که می توان به آقای مهدی کروبی به عنوان دبیر کل حزب اعتماد ملی از یکسو و آقای عبدی به عنوان فعــّال سیاسی حامی وی مطرح نمود.