برداشت مطالب از این وبلاگ با ذکر ماخذ بلامانع است!.

۲۰۰۸/۱۱/۱۷

کاموریسم، خطری برای وبلاگ فارسی!!


نازلی کاموری یکی از سرشناس ترین نویسندگان در فضای سایبر محسوب می شود لیکن شهرتش را پیش از آنکه مرهون تاثیر گذاریش در فضای اینترنت باشد مرهون سبک و نثر مستهجنی است که در تحریر و تقریر یادداشتهایش از آن استفاده می کند، نگاهی مختصر به سیاهه یادداشتهای مشارالیه کفایت می کند تا به صحـّت گفته ها پی برد چرا که به گفته خودش از بین پنج یادداشت منتشر شده در وبلاگش سه تا با همان سبک و سیاق استهجانی تقریر و پابلیش شده است.
فلسفه مارکسیسم به جبر تاریخی معتقد است چرا که در مکتب فلسفی مارکسیسم، انسان بر حسب اینکه به چه طبقه اقتصادی تعلــّق دارد و در کدام دوره تاریخی بسر می برد، دارای عقاید، فرهنگ، ارزش، رفتار و آرمانهای خاص و بعضاً متفاوتی است، از دریچه چنین نگرشی می توان رفتار مشارالیه را منبعث از مختصات تباری و طبقاتی وی دانست که برغم برخورداری از عنصر دانش و فرزانگی همچنان در اسارت آنهاست.
مختصات تباری مشارالیه که در فرهنگ عامه ایرانیان به مزاح، نشان بی تعهدی ها و ولنگاری های اخلاقی در حوزه اخلاق و خانواده است ناظر و صادق بر سیاق نگارش وی محسوب می شود.
علل و عوامل عمدی کاربرد این سبک نگارش توسط وی صرفنظر از نقایص تربیتی – آموزشی! می توان نشات گرفته از مختصات اجتماعی فرهنگی که در آن بسر می برد دانست که وی نمونه بارزی از قربانیان آن محسوب می شود؛ جامعه ای که بر ارزشهای سست و بی پایه گام می نهد شعار اصالت وجود با انگاره های اخلاقیات نسبی در حوزه روابط اجتماعی حاصل اندیشکده هایی است که حاصل آن ضد ارزشگرایی های اخلاقی و تحریص بر کاموری !!! از بارزترین آنهاست.
اما صرفنظر از تاثیر گذاری جامعه بر فرد، استعداد ِ اخلاقی فرد در تعمــّد بر استعمال این ادبیات می تواند مبیّن کاستی ها و عارضه های روانی خفته در ضمیر وی باشد که در پس زمینه روان غمناکی، گاه بصورت پرخاشگری نوشتاری ( سادیسم ) بروز می کند.
اما این عارضه های روحی مستتر براحتی از لابلای نوشته های مشارالیه قابل رد گیری است که نه تنها در مطالب وی بلکه در ادبیات محاوره ای وی بیش از پیش نمایان است که نمونه هایی از آن قابل رویت است اما پیش از ذکر آنها ذکر یک خاطره مرتبط خالی از لطف نیست.
مدتها پیش وقتی برای اولین بار از طریق پیغام رسان گوگل با وی مشغول گپ زدن بودنم و از موضع گلایه از برخی خرده فرهنگهای حاکم در میان خانواده ایران ( که از جمله در بخشی از بستگان دور من نیز شیوع دارد نقل می کردم) که خرّاجی های جشنهای برخی از ایرانیها به مناسبت ازدواج سر به فلک می گذارد و فلان فامیل ما مراسم عقد فرزندش را در فلان سالن هتل با هزینه های بسیار زیاد برگزار کرده است، اما هنوز جمله ام به پایان نرسیده بود که مشارالیه فی الفور جمله نا تمام مرا قطع کرد و از باب آنکه خود آنها هم فامیلهای متموّلی دارند که اکثر جشنهای ازدواجشان را در هتلهای مجلل برگزار می کنند و و و و..... کلی داد سخن داد.
نکته قابل تامل برا من آن بود که ذهنیت وی قاصر از درک عمق مطلب از باب انتقاد من نسبت به چنین فرهنگی بود که ! با تصور فخر فروشی سعی در عقب نماندن در این تفاخر فروشی داشت!!!.

نمونه ای از این عارضه های روانی در قالب عقده های روحی که بعضاً در وبلاگ وی و بعضاً در محاورات مجازی در فرند فید در زیر آورده شده است:
« نازلی کاموری :

خاطراتان هست زمانی که خونريزی ام بند نمی آمد و همه شهر از همين طريق با خبر شده بودند و از بقال تا ژورناليست محترم شهر آقای دکتر تاج دولتی احوالات فرج خون آلود بنده را جويا بودند و دمشان هم گرم به خاطر لطفشان، اما خاطرتان هست؟
....
سينا جان، خاطرت هست يک روز با چه احساسی دست هايت را بالا پايين بردی، ابروهايت را بالا دادی، با يک گوشه لب خنديدی و گفتی: "من نمی فهمم من برا چی بايد عکس فلان جای خون آلود ساقی قهرمان رو ببينم!"...»
(عقده خود نمایی: شامل میل به دیدن و دیده شدن، شناختن و دانستن، تحسین و توجه دیگران را تحریک کردن، در جریان اسرار و رموز قرار گرفتن و… می شود.
چنین عقده ای علاوه بر زمینه های روانی جز هشت عارضه استفاده از اینترنت که منجر به خود افشا گری در فضای سایبر می شود قابلیت صدق دارد.)



«
نازلی کاموری:
در تونل های زيرزمينی يک کشور مدرن، در قطاری مدرن، با مردمانی مدرن که جملگی به انسانيت معروف اند، بنده ممکن بود از خونريزی کُ... جان دهم و هيچکس نمی دانست چه کند!»
(فخر فروشی طبقاتی!)

« نازلی کاموری
...
می دونی تو اولين آدم عوضی اين گروهی...هيچکس ديگه تا الان مرض نريخته بود....تبريک می گم تو جزو عناصر عوضی اي هستی که يوتوپی های آنارشيستی رو به گا می دن چون نياز به قانون دارن...ذهنيت شون با قانون به قدری استعمار شده که نبودش باعث می شه که مجنون شن»

(عقده پرخاشگری دهانی و عقده تخریب (complx aggression oral):
رفتارهای دهانی و رفتارهای پرخاشگرانه را به صورت توام شامل می شود از جمله پرخاشگری زبانی مثل ریشخند و طعنه و ...
عقده تخریب: این عقده تمایل به خراب کردن، ضایع ساختن، کثیف کردن، به هدر دادن و از دیدگاه فرهنگی، خراب کردن و عیب جویی کردن و بی اعتبار ساختن دیگران و عقاید است. این عقده می تواند در حد سادیسم (یعنی لذت بردن از رنج دادن دیگران، صدمه زدن و تنبیه کردن) یا خودآزاری (یعنی لذت بردن از آزارخود در پی چیزی که موجب رنج فرد می شود و خوش آمد از درد کشیدن) پیش رود)


« نازلی کاموری
اين يک چُس ناله است. اگر حوصله چُس ناله نداريد، باقی اش را نخوانيد. اما مگر می شود که حوصله چُس ناله نداشته باشيد؟ نصف بيشتر شما ک..ر به دست نشسته ايد تا يک زنی، يک جايی قلم به دست بگيريد، افسرده باشد، با قلم اش گريه کند، از عشق بنويسيد، کمی چاشنی بدن اش را هم قاطی کند، شما شق کنيد، احساساتی شويد، به "زنانگی" اش فکر کنيد، دنبال صدای "زنانه" در ادبيات اش بگرديد، برايش افسرده شويد، او بشود قربانی، شما ناجی، شما جق بزنيد، ولو متفکرانه، و او فوق اش بشود فروغِ شما. عکس هايش را بر ديوار های مغازه هاتان بنمایید، شعر هايش را بر سردر وبلاگ هايتان، و وقتی کسی پرسيد کدام شاعر، با صدايی اندوهگين و پر غم بگويد: "فروغ!"
تف به روی تان! تف به روی من اگر اينجا بنشينم برای شما داستان قربانی شدن ام را در اينجا و آنجا بسرايم که شما شق کنيد!
نصف بيشترتان که اينجا فحش خواهر مادر نثار من و هفت جد و آبادم می کنيد، مشکلتان اين نيست که من سکسی می نويسم، يا اينکه هرزه نگاری می کنم. مشکل تان اين است که با اين نوشته ها شق نمی کنيد. شق درد تان را آورده ايد اينجا نمی دانيد چه خاکی تویِ سرتان بکنيد، فحشش را به من می دهيد!
تف به روی تان! تف به روی من! اگر قرار بود برایِ ک..ر شما بنويسم که ...»

(خودبزرگ بينی)

عقده های ناشی از حق طلبی ها زنان در عین همجنس پنداری ! با مردها از طریق داشتن آلت رجولیّت و فاعلیت و عاملیت جنسی در نوشتار وی مبیّن عقده ای با نام عقده دیان است
عقده دیان (Diane): یا عقده دختری که می خواست پسر باشد: عقده ای که منشا حق طلبی های زنان، طرد زن بودن، مادر بودن، و... است

نکته حایز اهمیت این است که خود شخص نسبت به داشتن عقده ها آگاهی ندارد یعنی نمی داند کدام عقده را دارد مگر در شرایطی از زندگی که از طرف محیط منزوی یا محدود شود.
اما مهمتر از همه اینها الگو شدن و مدل سازی چنین روش و منشی در عالم وبلاگ نویسی است که در بین مخاطبان مشارالیه به همین سیاق در حال تکثیر است! مخاطبان اصلی وی که بلحاظ فکری زنان و دختران میان مایه ای هستند با تقلید از چنین روشی نا خواسته به دام فکری که او با انگاره های آموخته از فرهنگ غرب گسترده است می افتند بی آنکه قدرتی در تحلیل ِ تبلیغ عمدی لاقیدی ها و و لنگاری های رفتاری وی داشته باشند.
**************
توضیح واژگان ک..ر و ک..س به عمد توسط نگارنده نقطه چین شده است! کاربرد کامل آنها در متن منتشر شده در وبلاگ وی قابل رویت است.!