این مراسم به دعوت کانون نویسندگاه ایران برنامه ریزی شده بود که از برگزاری آزاد آن ممانعت بعمل آمد.
سنگ مزار احمد شاملو – تا بحال این سنگ مزار چند بار بدلیل خرابکاری افراد نا شناس تجدید ِ جایگذاری شده است
ریتا آتانث سرکیسیان ( آیدا ) بر سر مزار شاملو؛ حاضران بر سر مزار شاملو به شعر خوانی از آثار وی پرداختند جمعیتی که توانسته بودند بر سر خاک حاضر شوند حدودا هشتاد نفر می شدند.


بدلیل ممانعت های نیروهای انتظامی کل مراسم که دو ساعت برنامه ریزی شده بود در یک ساعت به پایان رسید.
حضور نیروهای انتظامی در امامزاده طاهر کرج عکسبرداری یا فیلمبرداری رو بشدت سخت و گاهی غیر ممکن می کرد چند نفری هم دوربین هاشون ضبط شد!
برداشت مطالب از این وبلاگ با ذکر ماخذ بلامانع است!.
۲۰۰۸/۷/۲۵
عکسهایی از هشتمین سالروز فوت احمد شاملو
۲۰۰۸/۷/۱۰
این آقا !!! ( مطلب ویرایش شده است)
برنامه تفسیری - خبری شبکه خبر چندین روز پیش رو ( حدوداً یک هفته )که داشتم نگاه می کردم! دیدم درست بعد از مطلب منتشره در ستون ویژه کیهان از وبلاگ حسین درخشان درمورد احمد باطبی، عیناً همان گزارش ستون ویژه با اب و تاب در لابلای برنامه شبکه خبربا تصویری از درخشان پخش شد!، نکته قابل توجه در این گزارش تلویزیونی این بود که با وجود اینکه از مطالب حسین درخشان اقدام به پرونده دوزی و فحاشی به فعالان دانشجویی و اصلاح طلبا می کنند اما معلومه یک پرونده جاسوسی هم برای خود این حسین درخشان به کلفتی گردنش و سنگینی هیکلش و ضخامت شکمش براش آماده کردن چون وقتی کیهان مطالبش رو از وبلاگش کپی پیست می کنه یک پسوند وابسته به روزنامه های زنجیره ای و جاسوس اسرائیل و غیره ذالک بش نسبت می ده و عیناً همین القاب و پسوند ها هم در کتاب نیمه پنهان و هم در ستون ویژه کیهان و هم درگزارشهای تلویزیونی این شکلی بش نسبت داده می شه!!.
حسین درخشان که ظاهراً قصد برگشت به ایران رو داره خیال می کنه قبل از ورود به ایران با این اقرار های اختیاری و بازیهای این شکلی مثل فحاشی به همکارای سابقش و دوستای قدیمیش اگر خودش توبه نامه بنویسه، وقتیکه پاش رسید به مهرآباد مامورین امر!! از صرافت اقرار گیری و توبه نامه نویسیش می افتند.
البته کیهانیان هم که از زبونی و انزوا درخشان در بین دوستان اصلاح طلبش و مهمتر از همه کل شقیش دارند ماهی خودشون رو از آب گل آلود صید می کنند با انتشار و بها دادن به مطالب وی در ستون ویژه سعی می کنند تا از این طریق شکاف بیشتری بین درخشان و دوستاش ایجاد کنن تا جاییکه کاملاً منزوی بشه! وقتی هم که منزوی شد و دیگه همه درها به روش بسته شد و به ایران برگشت پس از اقرار گیری ها یک صندلی تو دفتر کیهان بش می دهند و ایشون تا مدتی با اسم حسین ملک بهار یا پدارم ملک درخشان در ستون پاورقیهای کیهان مطلب می نویسه تا وقتیکه نوشتن جلد دوم کتاب شوالیه های ناتوی فرهنگی رو تموم کنه!
جناب درخشان این وسط شما فقط داری بازی می خوری!